خرید بک لینک
امیر مهدی ژوله جمله ی قشنگی گفت:فلانی رفاقت بلده!چقدر برای حفظ دوستی بلد بودن یک سری از مهارت ها مهمهمثل همدلی، امن بودن،پیگیر حال و احوال طرف بودن در عین حفظ حریم شخصی و...حتی به نظر من چشم و دل سیری هم خیلی مهمهاین باعث میشه طرف به خوشبختی ، دارایی،همسر، فرزند، موفقیت های تو حسادت نکنهچون خودش هم تمام این ها رو داره!این هم مهمه که دوستت دور اندیش، تلاشگر و مثبت باشهچون باعث میشه شما هم با انرژی مثبت و امید بیشتری برای اهداف تون تلاش کنیدتا کسی که ذهنیتش فقط نمیشه استاین افراد انرژی و انگیزه ی شما رو هم میگیرننه تنها باعث پیشرفت شما نمیشن بلکه باعث درجا زدنت هم می شن( اگه نگیم عقب گرد!)دوستی مبحث پیچیده و چند جانبه ایهاز این که کجاها میشه افراد جدیدی رو دید تا فرصت معاشرت باهاشون داشته باشی تا بتونی از بین شون دوست انتخاب کنی،دوست تو باید چه ویزگی هایی داشته باشه،تا این که خود تو باید چه جور آدمی باشه و برای دوستی چه قدم هایی برداری.خوبه که هر از گاهی دوستانمون رو بازنگری کنیم و اگه نیاز بود غربالگری کنیمو همیشه تلاش کنیم برای خلق دوستی های جدید و با کیفیت.به قول قدیمی ها :دشمن یکیش هم زیاده ولی دوست خوب هزارتاش هم کمه! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام طاهری تاريخ: شنبه 9 دی 1402 ساعت: 13:10

به شکل عجیبی آرومم!اینقدر آروم بودن برای امتحان های سختی که پیش رو دارم اصلا عادی نیست!این آروم بودن یکم می ترسونه من رو!دفعات قبل هم که اون حجم زیاد استرس رو تحمل می کردم باز می ترسیدم!می ترسیدم نکنه نتونم تحمل کنم!اما تحمل کردم! مثل تمام این ۲ سال و نیم و روزها و احوالات سختی که گذروندم.نه خوشحالم نه ناراحت و این خوبه!چون قبلا ناراحت بودم!امیدوارم یه روز بیام بنویسم که بلاخره شرایط جدید رو پذیرفتم ٬ خودم رو تطبیق دادم؛و تونستم کارهای توی لیستم رو تیک بزنم و اگه از حال الانم می پرسی باید بگم: خوشحالم٬ خیلی خیلی خوشحال... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام طاهری تاريخ: شنبه 9 دی 1402 ساعت: 13:10

۱) از این که مهارت رفتار جرات مندانه رو یاد گرفتم خیلی خوشحالمبه وضوح احساس میکنم به خودم و روانم احترام بیشتری می ذارمو از خودم در برابر آدم های سمی محافظت می کنم.۲) حق گرفتنیه نه دادنی.اگه حق خودمون رو نگیریم هیچ کسی نمیاد اون و به ما بده۳) این چند سال بنا به موضوعات و دلایل متعدد اضطراب زیادی رو متحمل شدم.اخیرا متوجه شدم اضطراب در من نهادینه شده و اکثر مواقع در من هست.مواقعی که یه موقعیت تشدید کننده و بزرگ تری هم باشه که خیلی بیشتر میشه و عملا قفل میشمحتما باید راجع به مدیریتش کار عمقی و جدی ای بکنم.۴) زندگی همین روزها و دقایقیه که داره میگذره و هیچ وقت روزی نمیاد که کاری برای انجام دادن نداشته باشیمپس حواس مون باشه در راه رسیدن به هدف از مسیر و همین لحظه ها و داشته ها هم لذت ببریم۵) خدایا کمکم کن درهایی را که به سویم می گشایی ندانسته نبندمو درهایی که به رویم می بندی به اصرار نگشایم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام طاهری تاريخ: يکشنبه 22 آبان 1401 ساعت: 20:42

امیدوارم یه روز بیاد که روزگار دوباره روزگار بشه + یه روزی که ایران آزاد و آباد و سربلنده

برچسب: نویسنده: پرهام طاهری تاريخ: يکشنبه 22 آبان 1401 ساعت: 20:42

آرامش و شادی تنها چیزیه که الان توی زندگیم می خوام. هر چیزی باعث بهم خوردنشون بشه رها میکنم . حتی اگه فرصت کاری باشه! + تو هم رها کن بره رفیق

برچسب: نویسنده: پرهام طاهری تاريخ: شنبه 14 خرداد 1401 ساعت: 4:07

تو معجزه بودی در لا به لای همه ی زیستن ها معجزه ی جان گرفتن پاییز، بهاری شدن من...

برچسب: نویسنده: پرهام طاهری تاريخ: يکشنبه 4 ارديبهشت 1401 ساعت: 21:39

توی دنیا ۲ نفر باش؛ یکی واسه خودت و یکی برای دیگری واسه خودت زندگی کن، برای دیگری زندگی باش...

برچسب: نویسنده: پرهام طاهری تاريخ: يکشنبه 4 ارديبهشت 1401 ساعت: 21:39

از تغییرات مثبتم در سال ۱۴۰۱ این بوده است کهاگر از صحبت یا رفتار کسی ناراحت شوم مستقیما باهاش مطرح میکنم.قبلا چیزی نمی گفتم ،خودخوری می کردم و گذشت می کردمولی در ذهنم بارها مرور می کردم و تا مدت ها اذیت می شدم.ولی الان همه باید با من در شأنیتم رفتار و صحبت کنندبه هیچ کس اجازه ی هادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام طاهری تاريخ: يکشنبه 4 ارديبهشت 1401 ساعت: 21:39

خیلی خوشحال و شاکرم که حرف و نظرم در 27 سالگی اینقدر دارای اعتبار ، ارزش و مقبولیت است+کتاب خواندن، همایش رفتن، کلاس رفتن، پادکست گوش دادن وخواندن پیج های خوب روان شناسی ؛بلاخره اثرات خودشون رو در هادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام طاهری تاريخ: چهارشنبه 26 آذر 1399 ساعت: 17:41

در تاریخ 16 اردیبهشت 1399

در تقویمم نوشتم:

روزی که بسیار ترسیدم و گریه کردم

اما گامی برداشتم که مطمئنم در آینده نزدیک به خاطرش از خودم تشکر خواهم کرد

(ان شاءالله)

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت 13:44 توسط ساغر

برچسب: نویسنده: پرهام طاهری تاريخ: چهارشنبه 26 آذر 1399 ساعت: 17:41

جلسه ی اول  یک ساعت و نیم طول کشیدوقتی اومدم خونه هم احساس می کردم حالم بهترهو هم از جهاتی بسیار به هم ریخته بودم از 11:25صبح سه شنبه تا چهارشنبه شب اشکم  بند نمی اومدخوشحال بودم الان کسی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام طاهری تاريخ: چهارشنبه 26 آذر 1399 ساعت: 17:41

سال نو مبارک -1399 سال گذشته سال خیلی عجیبی بوداز رشدها ، اتفاقات ،خاطرات ، سفرها ، استادها و انسان های خوب که بگذرمباید بگم 3 بار تلنگر زنده بودن و شاکر بودن به صورت های بزرگی بهم زده شداردیبهشت- آبان (تصادف)و اسفند مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام طاهری تاريخ: يکشنبه 7 ارديبهشت 1399 ساعت: 12:16

دلم خیلی برای اینجا و فضاش تنگ شده

قدرش و ندونستم

این روزها پر از حرفم

یکمی ذهنم و جمع و جور کنم میام و می نویسم

راستی کسی هنوز به اینجا سر میزنه؟

برچسب: نویسنده: پرهام طاهری تاريخ: يکشنبه 29 دی 1398 ساعت: 8:56

از آخرین مطلبی که پست کردم خیلی گذشته شاید مهم ترین کاری که از بعد از اون پست کردم: دفاع پایان نامه کارشناسی ارشد با نمره ی کامل، شروع ورزش و رقص ، گوش دادن به یه عالمه ویس و سخنرانی در باره ی موضوعاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام طاهری تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 3:05

سه روز دیگه تولد 26 سالگیمه

و الان دارم سندرم افسردگی قبل از تولد رو طی میکنم

اما سعی میکنم به روی خودم نیارم و به خودم بگم چند روز دیگه حالت خوب میشه

قوی باش :)

برچسب: نویسنده: پرهام طاهری تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 3:05

صفحه بندی